مالس دوهسان عشیشم!
خوف موف میباشید؟
من خوبم!
میدونم خوچتون نیاآد ولی خب حخیخت تلخ میباشه.....
مدرسه داره وا میشهههههههههههههههههه!
البته من خوچحالم از این موضوع!
واسه همین هم یه شعری گذاشتم در رابطه با مدرسه رفتن و اینا!!
خب اینم شهر(بوخونین چالبه!)
مدادت را تراشیدم شب و روز
برایت دانه پاشیدم شب و روز
لواشکها نمودم فرش راهت
گذشتم از جوانی ام راحت
چه یخمک ها و نوشمک ها خریدم
چه شبهایی که در خوابت بدیدم
عزیزم نور چشمم ورپریده!
بیا که نوبت یاری رسیده!
بیا بر تخته وایت برد دل خویش
بکش عکس مرا با مو و بی ریش
بیا اندر کلاس دوم جیم
بیا تا ساکن یک کوچه باشیم
تو درست عالی و من هم ضعیفم!
تو مثل بطری و من مثل قیفم!
بیا رحمی بکن بر من ناشی
خری گم کرده ام شاید تو باشی!
تمام نقشه هایم بی ثمر بود!
گمان بردم که یارو مثل خر بود
ندانستم که عاقل تر از او نیست
سزاوار است بر او یک نمره بیست
عجب آدمیه این ورپریده
به روز امتحان نم پس نیمیده
ندارد فایده با تو رفاقت
الهی بشکند ان ساق پایت!
بهلی بهلی....
اینم از شعر....
کاربرد داره استفاده کنین...
بچه ها چون این مدرسه ها داره تشیف فرما میشه و وا میشه من ناچارم هفته ای یه بار آپ کنم!
ینی ۵شنبه ها...پس لفطا این تاریخ یادتون بمونه....
خب دیهه بروم...
خورده ریز۱:یه خبری داریم منو آیسی واستون!اما فعلا نوموگم!
خورده ریز۲:هاااااااااااااااااااااااااااپوچم!
...بی خیال....
خورده ریز۳:۳هفته س که کلاس ویولنم تاخیر دالههه
خورده ریز۴:بچه ها خواهش میکنم ببخشین اگه وقت ننمیکنم به همه خبر بدم آپم...معذررررررررررت دوهسانم!
خورده ریز۵:آآآآآآآآآخ جون!فک کنم تا چن وخت دیهه اون وب خمناکمو ببندم!آخه فک کنم دیهه دوری داره تموم موشه!



خورده ریز۶:هیشی!
خورده ریز۷:داداشی پویا!چرا وبتو بستی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نوموخوااااااااام!
خورده ریز۸:فاطمه ی عشیشم!دلم واست تنگول میشه...
خورده ریز۹:ایمای عسیسم...قبلا هم گفتم...تاسف من چیزیو عوض نمیکنه...ولی بازم واسه بابابزرگت متاسفم...
خورده ریز۱۰:پیش داوری کار خوبی نیس!بهتره تا چیزیو نمیدونین اول با طرف مقابل در میون بذارین بهد کلاتونو قاضی کنین!گاهی پیش داوری باعث میشه دل یه نفر بدجوووووووور بشکنه...
خورده ریزمهم:منتظر خبری که من وآیسی موخوایم بدیم باشینننننن!


خورده ریزی که میدانید:دوستان داللللللم
خورده ریز همیشگی :شادباشین حتی شده به زوووووووور